السيد الطباطبائي

35

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )

اكمل است ( لانّ السّالك يصبح و لا يرى قادرا و لا عالما و لا حيّا سوى الله تعالى « 1 » ) . و اين شهود غالبا در حال تلاوت قرآن پيدا مىشود . چه بسا خوانندهء قرآن درمىيابد كه خواننده او نبوده كسى ديگر بوده است ، و گاه مىشود كه ادراك مىكند كه مستمع نيز كسى ديگر بوده كه استماع مىكند . بايد دانست كه تلاوت قرآن را در حصول اين امر تأثير فراوانى است ، و سزاوار است كه سالك در حين اشتغال به نماز شب سور عزائم را تلاوت كند چه از حال قيام ناگهان براى خدا به سجده افتادن خالى از لطف نيست ، و به تجربه ثابت شده است كه قرائت سورهء مباركهء « ص » در نماز وتيرهء شب جمعه بسيار مؤثّر است و خصوصيّت اين سوره از روايتى كه در ثواب آن وارد شده است معلوم مىگردد . چون سالك به توفيق الهى اين مراحل را طىّ نمود و به اين مشاهدات كامياب گرديد جذبات الهيّه او را احاطه نموده هر آن او را به فناء حقيقى نزديك مىسازد تا بالأخره جذبه او را احاطه كرده متوجّه جمال و كمال على الاطلاق گشته هستى خود و غير خود را آتش زده در برابر طلعت نازنين يار چيزى نخواهد ديد ، كانَ اللّهُ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَىْءٌ « 2 » .

--> ( 1 ) - [ زيرا سالك صبح مىكند و جز خداى متعال قادر و عالم و زنده‌اى نمىبيند ] . ( 2 ) - [ خدا بود و چيزى با او نبود ] .